روزهایی که سرزمین کهنم ایران این روزها را،حتی با حافظه ی ضعیفش هم ،از یاد نخواهد برد...
امروز نه خبری از چکمه های رضا خان قلدر است و نه از استعمارگر پیر!
نه کمنیست به جان کشور افتاده و نه لائیک در حال سوزاندن اعتقاد است!امروز اسلام است که قلقلکمان می دهد
با پرچمی که به دست ... افتاده است و به جای برافراشتنش ،آن را به سر هم می کوبند...
از کارمندانی که از یک ساعت قبل از نماز با جورابهای آویزان از جیب و دستهای خیس تا آرنج و کفش های سرپا،مانند پنگوئن در راهرو اداراتشان راه می روند،جوک می گویند و به پیشواز نماز ظهر می روند!
تا مداحان دو قرونی و هفتیرکش که دلهای مارا به کربلا میفرستند و خودشان سر از سفارت فرانسه در می آورد !
از جای مهر بر پیشانی ،با طرحهای جدید 2017 و رنگ ثابت !
تا حج های جبر،و له شدن زیر دستو پای اعراب و ایجاد درامد برای آنها که در سال بعد با همان دلارها دختران وطنم را گرانتر بخرند!از آزادگان نامدار که چند سال اسارت سرمایه ی زندگیشان شده است و مزدش را عجیب گرفته اند!
تا آزاده نامداری ،مجری مبلغ چادر و طرفدار حجاب و عفاف،که اتفاقا عاشق آبجوی سوئیسی ،موهای پریشان در باد و لباسهای گلدار است...در این شهر شلوغ ،اصلا عجیب نیست اگر قورباغه ها هفتیر کش بشوند و یا پیشنماز شهرمان در امور دولتی و سیاست مداخله کند و به زمین و زمان فحاشی کند..و این قرار عاشقانه ما بود با مردمانی که قرار بود رستگارمان کنند...
به راستی بهتر نبود مارا به حال خود رها کنید ،تا خودمان رستگار شویم و بوی گند تظاهر لااقل به بهشت نبریم!
نوشته شده توسط م.ر ستوده | لینک ثابت |
جشن سیزده به در و فلسفه ی آن...
ما را در سایت جشن سیزده به در و فلسفه ی آن دنبال میکنید
برچسب: تظاهر, نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:53